پاسخ
از ائمه: هم گاهي ميپرسيدند که چرا نام اميرمومنان علي7 در قرآن نيامده است؛ با اينکه مسأله ولايت و تعيين جانشين پيامبر9 بسيار مهم بود.
در روايات اينگونه پاسخ داده شده است: در قرآن اصل مسأله نماز آمده، ولي تعداد رکعاتش نيامده است. به عبارت ديگر لازم نيست هر مطلبي در قرآن بيايد، همان طور که در قرآن «اَقِمِ الصَّلوة»؛ نماز بخوانيد آمده، ولي نفرموده است نماز صبح دو رکعت يا نماز ظهر 4 رکعت است.
اين سنت پيامبر9 بود که مصاديق و تعداد رکعاتش نماز را روشن ميکرد. در مورد ولايت اميرمومنان علي7 و ائمه اطهار: هم اصل مسأله امامت در قرآن کريم آمده است. مانند:
1. (إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَتِي قَالَ لاَيَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ).1
2. (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ).2
3. (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ).3
شأن نزول، بطن يا تفسير اينگونه آيات در مورد ولايت و امامت است. آيات متعددي در مورد اميرمومنان و ائمه اطهار: هست، مثل آيه تطهير و آيه مباهله که عصمت آنها از آيه تطهير و جايگاه اهلبيت از آيه مباهله استفاده شده است ولي مصداق اين امامت و ولايت را سنت بيان کرد، مثلاً در غدير خم اميرمومنان علي7 از طرف پيامبر اکرم9 به امامت معرفي شد.
برخي حکمتي را هم ذکر کردند؛ اين که اگر نام حضرت در قرآن ميآمد، باعث ميشد برخي از دشمنيهاي مشرکان و منافقان نسبت به اميرمومنان علي7 به قرآن هم سرايت بکند و قرآن در معرض تحريف قرار بگيرد و برخي بخواهند نامهاي ديگري به قرآن اضافه بکنند يا آياتي مربوط به حضرت را از قرآن حذف بکنند و قرآن تحريف شود. چون مسأله سلامت در قرآن از تحريف بسيار مهم بود، نام ائمه: در قرآن نيامد. اين مسأله، شأن آنان را کم نميکند چون آيات متعددي هست که شيعه و سني گفتهاند مربوط به امير مؤمنان7 است. علاوه بر اين که واقعه بزرگ غدير اين مسأله را جبران کرده است.
1. برخي گمان ميکنند بعضي از آيات قرآن که مربوط به اميرمؤمنان است، نام حضرت است، مثلاً در مورد (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) يا برخي واژهها که به حضرت و اوصاف او، تعبير و يا تفسير شده است، فکر ميکنند صراط مستقيم نام امام علي7 يا يکي از صفات حضرت است؛ در حالي که در اين روايات مصداق آيات روشن شده است؛ يعني مصداق کامل راه مستقيم بعد از پيامبر راه علي7 است. پس بايد صفات و عناوين کلي آيات را با ذکر مصداق اشتباه نکنيم.
2. حکمت ديگر ذکر نشدن نام امام7 در قرآن اين است که اگر نام اميرمؤمنان و اهل بيت در قرآن ميآمد، سنت امتحان اجرا نميشد. اين سنت الهي است که نياوردن اين اسامي در قرآن بعضي افراد را امتحان و کفر منافقان راآشکار ميسازد. براي همين کساني که ميخواستند نفاق را پنهان کنند، نتوانستند براي هميشه چنين کنند و به تحريف و تأويل آيات مربوط به اهل بيت در تفاسير و کتابهايشان پرداختند.
علماي بزرگ شيعه و اهل سنت تا 300 آيه را در مورد اميرمؤمنان دانستهاند. در برخي موارد شأن نزول اين آيات در مورد حضرت است، مثل (مَن يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ4) که در مورد ليلةالمبيت است؛ شبي که علي 7 در جاي پيامبر خوابيد و حضرت رسول خدا به مدينه هجرت کردند5 در مواردي هم مصاديق آيات اميرمؤمنان است، مثل (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) که حضرت مصداق کامل صراط مستقيم است. تعدادي از آيات هم به برخي از کارهاي اميرمؤمنان اشاره دارند، مثل آيات نذر در سوره مبارکه انسان (يوفُونَ بِالنَّذْرِ)6 که در مورد روزهگرفتن فاطمه زهرا3، اميرمؤمنان و امام حسن و حسين: است. گاهي تأويل آيات در مورد حضرت است و گاهي هم بطن7 آيه مربوط به امام7 است کتابهاي مستقلي هم مثل «آيات ولايت» آيت الله مکارم شيرازي در اين زمينه نوشته شده است.
1. بقره/ 124.
2. مائده/ 67.
3. مائده/ 3.
4. بقره / 207.
5. بحارالانوار، ج 19، ص 39 و 54؛ تفسير عياشي، ج 1، ص 101، ح 292.
6. انسان (دهر) / 7.
7. بطن و تأويل بحث مفصلي دارد و برخي آن دو را يکي دانسته اند.