پرسش:
چگونه خود را براي ظهور آمادهكنيم؟ و وظایف منتظران ظهور چیست؟
پاسخ:
اين سوال بسيار مهم و در واقع سؤال همه شيعيان و محبين اهلبيت ميباشد. به نظر ميرسد اگر ما وظيفه خود را در زمان و دوران انتظار بدانيم و بدان وظايف عمل كنيم در واقع خود را براي زمان ظهور آماده كردهايم. «آمادگي براي ظهور مستلزم انتظاري خوب و شايسته است.»
اینک در اين نوشتار به صورت كلي و مختصر برخی وظايف منتظران حضرت را بیان ميكنيم و براي مطالعه بيشتر ـ به كتابهايي كه به طور مفصل به اين موضوع پرداختهاند كه بعضي از آنها را در اين نوشته نام ميبريم ـ مراجعه فرماييد.
1. شناخت:
يكي از ويژگيهاي منتظر، شناخت و معرفت به امام زمان است نه فقط يادگيري نامها و القاب و تاريخ ولادت و غيبت؛ بلكه معرفت داشتن به ويژگيها و ابعاد وجودي حضرت و انديشيدن در كلمات و اوامر حضرت و تأمل در حكمت نامها و نشانهها و علائم ظهور و شگفتي ولادت و حيات او، همچنين دانستن سبب و حكمت غيبت پر رمز و راز حضرت كه به يقين وقتي انسان معرفت به اين موارد پيدا كرد و اهداف و آرمانهاي او را فهميد خود را براي عملي كردن اهداف امام زمان آماده ميسازد و خشنودي او را به خشنودي خودش ترجيح ميدهد و سعي ميكند سرباز خوبي براي آن حضرت باشد.
از رسول اكرم9 حكايت شده: «من مات وهو لايعرف امامَهُ ماتَ ميتةً جاهليةً»[1]؛ «كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
راههاي شناخت امام زمان
از جمله راههاي شناخت امام زمان عبارتند از: 1. تلاش براي آگاهي بيشتر از حضرت يا از طريق شنيدن از بزرگان و يا مطالعه كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده است، مانند كتاب مكيالالمكارم كه مرحوم آيتالله سيد محمدتقي موسوي اصفهاني تاليف كردهاند و طبق گفته نويسنده به فرمان خود امام زمان(عج) نوشته شده است اين كتاب يكدوره امامشناسي كه ترجمه فارسي هم شده است.[2]
2. راه دوم بوسيله ارتباط روحي و معنوي با دعا و توسل است: همانطور كه در زيارت جامعه ميفرمايد: «خدايا از تو ميخواهم كه مرا از آشنايان به امامان و به حق و حقوق آنان قرار دهي!»[3]
راه اول: راه معرفت علمي است ولي راه دوم: راه شناخت قلبي و روحي است.
2. اطاعت
اگر چه امام زمان غايب است ولي اراده و فرمانش در ميان همهي خلايق جاري است. دستوراتش را بايد شناخت و فرمانهايش را بايد اطاعت كرد.
از امام صادق7 حكايت شده كه ميفرمايد:
خوشا به حال شيعيان مهدي قائم7 آنان كه در دوران غيبت او چشم انتظار ظهور اويند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.»[4]
حال سوال اين است چگونه او امر و دستورات امام زمان(عج) را در زمان غيبت ايشان بدانيم و به آنها عمل كنيم؟
در جواب اين سوال بايد گفت كه اگر چه در خصوص امام زمان ارتباط محسوس بين امام و مردم وجود ندارد ولي در هيچ يك از دو غيبت صغري و كبري امام زمان، پيوند امام با مردم به طور كلي قطع و گسسته نشده است زيرا در هر دو غيبت، امر سفارت و نيابت وجود داشته و دارد و از طريق نايبان، پيوند امام با مردم برقرار بوده و هست. در زمان غيبت صغري نيابت نايبان خاص بوده و در زمان غيبت كبري نيابت نايبان حضرت عام ميباشد كه با توجه به شرايط و ضوابطي كه مطرح ميكنند اطاعت فقهاء جامعالشرايط لازم و در رديف اطاعت از امام زمان ميباشد. و مخالفت با فقيه جامعالشرايط كه نايب امام است، مخالفت با امام و مخالفت با امام، مخالفت با خداوند ميباشد.
توقيع حضرت ولي عصر7:
سوالاتي كه براي مردم حاصل شده بود و براي خودش نيز «اسحاق بن يعقوب» مشكل بود در ذيل نامهاي به وسيلة نايب دوم، يعني محمد بن عثمان عمري به محضر حضرت مهدي7 فرستاد و پاسخ آنها را طلبيد از جملهي آن مسائل اين بود كه مردم در عصر غيبت در حوادث واقعه به چه كسي مراجعه كنند؟ حضرت پاسخ فرمودند:
«... وامّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها إلي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم وانا حجة الله»؛ «اما آنچه سوال كردهاي خدا تو را هدايت كند و ثابت قدم نمايد... اما حوادثي كه پيش ميآيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنها حجت و نمايندگان من هستند بر شما و من حجت خدا بر شما....»[5]
از اين حديث استفاده ميشود كه اطاعت از ائمهي قبل، عين اطاعت از امام زمان است چون فقها با توجه به قرآن كريم و قول ائمه احكام شرعي را بيان ميكنند.
3. انتظار
انسان منتظر، انساني كوشا است، انساني جهادگر و مبارز است كه در مسير اقامه توحيد و استقرار ولايت از نثار هر چه دارد دريغ نميورزد.
چنانچه از حضرت علي7 حكايت شده:
«كسي كه چشم انتظار حاكميت ما باشد، مانند مجاهدي است كه در راه خدا به خون خويش غلطيده باشد.»[6] و جامعه منتظر جامعهاي پويا است، جامعهاي متحرك و فعال است كه حاكميت طاغوت را نميپذيرد و بيعدالتي را برنميتابد. منتظر ظهور امام زمان بودن حركت بسوي ظهور داشتن و به آرمانهاي موعود عمل نمودن است.
انسان منتظر نفس اماره را كنترل و شيطان را از خود دور ميكند و خود را جهت استقبال از آقا امام زمان7 مهيا ميكند. جهت استقبال از او لوح دل را از آلودگيها و گناهان ميشويد و خانه دل را به ياد خدا و با صفات حميده و پسنديده انساني زينت ميدهد و الا امام زمان7 كه به هر جايي پا نميگذارند. نميتوان يك گوشه دل را از محبت دنيا پر كرد گوشه ديگر گناهان و... بعد به آقا بگوييم بيا بيا كه سوختم، زهجر روي ماه تو؟ چگونه سوخته است انساني كه خود را براي ظهور آماده نكرده است.
آيينه شو، جمال پري طلعتان طلب جاروب زن به خانه سپس ميهمان طلب
4. خدمتگذاري به حضرت
از امام صادق7 نقل شده كه ميفرمايند: «اگر دوران او را درك ميكردم همهي روزهاي زندگيم را در خدمت به او ميگذراندم.»[7]
وقتي پيامبران و امامان در خدمت به امام زمان پيشتاز هستند وقتي امام صادق7 آرزوي خدمت به ايشان را دارد و حضرت عيسي7 از آسمان فرود ميآيد تا او را ياري كند وظيفهي شيعيان منتظر در خدمت به ساحت مقدس او چقدر است؟
بيترديد خادمين دوران ظهور، همان خادمين دوران غيبتاند.
آنها كه پس از ظهور شايستگي خدمت مييابند، همانهايي هستند كه در دوران غيبت، بر خدمت به امام و امت امام همت گماشتهاند، و اهداف امام را سرلوحهي زندگي خود قرار دادهاند.
اول: تحصیل شناخت صفت و آداب و ویژگیهای آن جناب7
دوم: رعایت ادب نسبت به یاد او
سوم: از وظایف بندگان نسبت به آن حضرت7 محبت او به طور خاص
چهارم: محبوب نمودن او در میان مردم
پنجم: انتظار فرج و ظهور آن حضرت7
ششم: اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار7
هفتم: ذکر مناقب و فضایل آن حضرت7
هشتم: اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت7
نهم: حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت7
دهم: تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت7
یازدهم و دوازدهم: سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت7
سیزدهم: قیام، هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت7
چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم: گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت7
هفدهم: درخواست معرفت امام عصر7 از خداوند ـ عزوجل ـ
هجدهم: تداوم درخواست معرفت آن حضرت7
نوزدهم: مداومت به خواندن دعای غریق
بیستم: دعا در زمان غیبت آن حضرت7
بیست و یکم: شناختن علامتهای ظهور آن حضرت7
بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن
بیست و سوم: صدقه دادن به نیابت از آن حضرت7
بیست و چهارم: صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت7
بیست و پنجم و بیست و ششم: حج رفتن به نیابت از آن حضرت7 و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند
بیست و هفتم و بیست و هشتم: طواف بیت الله الحرام به نیابت از امام7 و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید
بسیت و نهم: زیارت مشاهد رسول خدا و ائمة معصومین7 به نیابت از مولایمان صاحب الزمان(عج)
سیام: استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت7
سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت7
سی و دوم: اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب7
سی و سوم: تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او
سی و چهارم: تجدید بیعت با آن حضرت7 بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
سی و پنجم: صلة آن حضرت7 به وسیلة مال
سی و ششم: صلة شیعیان و دوستان صالح امامان7 به وسیلة مال
سی و هفتم: خوشحال کردن مؤمنین
سی و هشتم: خیرخواهی برای آن حضرت7
سی و نهم: زیارت کردن آن حضرت7
چهلم: دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان
چهل و یکم: درود فرستادن بر آن حضرت7
چهل و دوم: هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب7
چهل و سوم: نماز هدیه به آن حضرت7 به گونة مخصوص در وقت معین
چهل و چهارم: اهداء قرائت قرآن به آن حضرت7
چهل و پنجم: توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیلة آن حضرت7
چهل و ششم: دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت7
چهل و هفتم: دعوت کردن مردم به آن حضرت7
چهل و هشتم: رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار7
چهل و نهم: خشوع دل هنگام یاد آن حضرت7
پنجاهم: عالم باید عملش را آشکار سازد
پنجاه و یکم: تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
پنجاه و دوم: صبر کردن بر اذبت و تکذیب و سایر محنتها
پنجاه و سوم: درخواست صبر از خدای تعالی
پنجاه و چهارم: سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم7
پنجاه و پنجم: پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت7 در آنها مورد تمسخر باشد
پنجاه و ششم: تظاهر با ستمگران و اهل باطل
پنجاه و هفتم: ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
پنجاه و هشتم: تهذیب نفس
پنجاه و نهم: اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت7
شصتم: متفق شدن بر توبة واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
شصت و یکم و شصت و دوم: پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
شصت و سوم: دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت7
شصت و چهارم: اینکه بدنت نسبت به آن جناب7 خاشع باشد
شصت و پنجم: مقدم داشتن خواستة آن حضرت7 برخواستة خود
شصت و ششم: احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت7
شصت و هفتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت7 زینت یافتهاند
شصت و هشتم و نهم: وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقتگذاران
هفتادم: تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت7 در زمان غیبت کبری
هفتاد و یکم: درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
هفتاد و دوم: اقتدار و تأسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت7
هفتاد و سوم: حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن
هفتاد و چهارم: نماز آن حضرت7
هفتاد و پنجم: گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابیعبدالله الحسین7
هفتاد و ششم: زیارت قبر مولایمان امام حسین7
هفتاد و هفتم: بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
هفتاد و هشتم: اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
هفتاد و نهم: مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب7
پینوشتها:
[1]. محاسن برقي، ج1، ص251 و بحارالانوار مرحوم مجلسي، ج23، ص76 و با تعبير «من مات ولم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهلية» الصوارم المهرقة، شهيد نورالله التستري،ص263 اين روايت را از، صعمين نقل ميكند.
[2]. مترجم: سيد مهدي، حائري قزويني، ناشر مهر قائم ا، صفهان ميباشد.
[3]. «اسألك ان تجعلني في جملةالعارفين بهم وبحقهم» ومفاتيحالجنان فرازي از زيارت جامعه كبيره.
[4]. طوبي الشيعة...، بحارالانوار، ج 52، ص 150.
[5]. شيخ صدوق، كمالالدين، ص484. جهت مطالعه بيشتر به كتاب سيماي آفتاب سيري در زندگاني حضرت مهدي7 به قلم حجتالاسلام دكتر طاهري درس يازدهم (غيبت كبري و نواب عام، حضرت مهدي7) مراجعه شود.
[6]. اميرالمومنين7: «المنتظر لامرنا كالمتش، حط بدمه في سبيل الله»، كمالالدين، صدوق، ص 645.
[7]. «لو ادركته لخدمته ايام حياتي»، بحار، ج 51، ص 148.